تبليغاتX
انسان روح است نه جسدبنام خدا

 

 

در بیان رسالتهای بحث علمی در بارۀ روح

 

علم روحی جدید از هر جهت رسالتهای مهم و متعددی دارد. زیرا این علم است که در نخستین وهله ، مهمترین حقیقت وجودی را که عقل انسانی در ابتدا آن را بالفطره درک نمود ، (( و بعد هم با فلسفۀ نظری آن را ثابت کرد و بعد هم با تجربۀ علمی آنرا شناخت. یعنی روح را معرفی مینماید.)) پس از علم طوری در بارۀ روح به آدمی اطمینان میدهد، که هیچگونه شکی را در باره آن قبول نمی کند.

علم روحی  جدید است که ذهن آدمی را برای درک امور زیادی که جزو مشکلات حیات محسوب میشوند ، باز میکند.علم روحی جدید به منزلۀ سرپلی است که آدمی بوسیلۀ آن ، به جهان حیات وسیعتر و بلکه به عوالم غیر محدودی که موجودات نامرئی بشری در آن زندگی میکنند ، راه می یابد و بوسیلۀ این علم می فهمد که اینها قبلاً در میان ما بوده اند و بزودی ما هم از ساکنین آن جهان خواهیم شد. زیرا این یک سرنوشت قطعی و تقدیر شده است. پس اگر ما بخواهیم در آن جهان سعادتمند باشیم ، باید از هم اکنون خود را برای زندگی در آن جهان حقیقی ، آماده سازیم.

علم جدید روحی است که به آرزو های انسان ، یعنی ارتباط و پیوستگی با دوستان و نزدیکان که جبروت مرگ ، آنها را از همدیگر جدا ساخته ، تحقق میبخشد. و مرگ را که به همبستگی خویشان با یکدیگر رحم نمی کند ، و عاطفه ای هم نسبت به خواسته های آنان که در این جهان با هم باقی می مانند نشان نمی دهد ، فانی کننده و جدایی افکنده نمی داند.

علم روحی جدید است که ایمان به خداوند را پس از دفع حملۀ وحشت آور کفر و بی ایمانی که در این دو قرن اخیر جهان را فرا گرفته بود ، مستحکم تر و پایدارتر می سازد.

در آن هنگامی که تاریکی کفر و بی ایمانی و توجه به قدرت طلبی و ثروت اندوزی روشنایی صبح درخشان ایمان انسانها را فرا میگیرد ، علم جدید روحی با تابش فروغ خود ، آن تاریکی و ظلمت را از بین می برد ، و در این قرن و انفسا ، مردم را با آواز بلند و با دلایل صریح و روشن ، بسوی ایمان به قدرت خالقه ای که علم تا کنون نتوانسته برایش با موازین خود حدی قائل شود ، جلب می کند.

این همان معنائی است که در بارۀ بعضی از آن حقایق شاعر و نویسنده ( جیرالدماسی ) چنین گفته است: (ارتباط با ارواح برای من و دیگران سبب ایجاد وسعت در افق عقلها گردیده و راه نفوذ بر آسمانها را باز کرده و موجب شده که ایمان به غیب فطری مرا مبدل به اعتقادبه مشاهدات واقعی نماید. که زندگی بدون دانستن آن حقایق جز نشستن در کابین کشتی که همۀ منافذ آن کابین بسته باشد ، و آن شخص در داخل کابین ، جز روشنایی ضعیف شمعی چیز دیگری را نبیند. ولی بعداً به آن شخص اجازه دهند ، در یک شب مهتابی که ستارگان در آسمان لاجوردی میدرخشند ، به عرشه کشتی آمده ، به آن مناظر عجیب آسمانی که قدرت خداوندی در آنها تابان است ، نظاره کند) نمی باشد. بلی ایمان به قدرت خداوند بوسیلۀ مشاهده آن ستارگان درخشنده ، همان چیزی است که ارواح مردگان ما هم در بارۀ آنها سخن میگویند. مردگانی که ما آنها را گم کرده ایم و به خیالمان میرسد که مرگ ، پایان زندگی بی نهایت همه چیز است.

ولی علم روحی جدید بما نشان میدهد که مرگ ابتدای زندگی جدیدی برای آنهاست. زندگی که نیروهای بدست آمده از معرفت ، آن را تغذیه میکند. پس معرفت جدید روحی میتواند ، وحشت و انتظاری را که انسان از مرگ دارد ، تخفیف بدهد.چون آدمی همیشه از ناشناخته ها می ترسد . ولی وقتی که برای وی مسلم شد که باد خزان مرگ ، چیزی را در وجود انسان خاموش نمی کند ، بلکه شراره های نفس را از حیث روشنائی زیادتر میکند ، و همه آن صفات و انگیزه های پستی را که در نفس وجود داشته از آن دور میکند  ، تا آن را به حیات جاودانگی که از حیث ارزش و رونق ، بیشتر از حیات این دنیاست ببرد.

در باره شناخت اثرات علمی روحی جدید است که سر الیور لودژ عالم طبیعی معروف پس از آنکه برای مدت بیشتر از نیم قرن موضوع علم روحی را دنبال کرد ،در یک انجمنی که در سال ۱۹۳۴ .م تشکیل شد ، چنین میگوید: ما همیشه نامه های تسلیت برای کسانی که غم و اندوه فراوانی بخاطر از دست دادن پسر و یا دخترجوان و کودک عزیز خود داشته اند ، می نویسیم و برای آنها تأکید میکنیم که مسلمآ وضع نوجوانان آنها در آن دنیا ، بهتر خواهد شد. زیرا در آن جهان ، کودکان تحت پرستاری دلهای با محبت هستند و حجاب میان ما و آنها ، این جسد مادی است.

وقتی که وسایل ارتباط ما با آن کسانی که مرده میدانیم ممکن باشد ، نباید از فقدان آنها اندوهناک شویم. زیرا آنها همیشه سعی دارند متوجه ما باشند و همۀ عواطف را با ما مبادله کنند . و اگر ما بواسطه مرگ آنها غمناک و محزون میشویم ، آنها ناراحت میشوند. چون آنها خود را مرده نمیدانند ، بلکه زنده هائی هستند که بواسطۀ رهائی از اسارت آن بدن سنگین ، تجلیات زندگی برای آنها بیشتر ظهور میکند.و آنها برای ادامه حیات خود از جسد اثیری که همیشه با انهاست ، استفاده می کنند. همانطوری که استاد جیمس آرترفندی لای که دهها سال در بارۀ علم جدید روحی بحث و تخقیق و آزمایش نموده ، چنین میگوید: ثابت شده که مرگ ، یک عمل بسیار ساده و مانند انتقال از بیداری به خواب ،  و از خواب به بیداری میباشد. جسم اثیری ما جانشین جسم فیزیکی ما که حامل عقل ماست ، میباشد.

ما در این اواخر بوسیلۀ مدیومها ، دانستیم که دوستان و قوم وخویشان ما که مرده اند ، آمادۀ مساعدت و راهنمائی ما در این زندگانی هستند. هنگام مرگ ، بدن فزیکی ما در زمین پوسیده ، جزو اجزای زمین میگردد . ولی جسم اثیری ما که عقل در آن مستقر است ، وظایف خود را در آن جهان انجام میدهد.

وقتی که ما سخنان علمای روحی زمینی را کنار بگذاریم و بسراغ گفته های ارواح برویم ، تا از سخنان ارواح مترقی ۱ آگاه شویم، در می یابیم که روح دانشمند سیلور بیرش  ، یعنی درخت نقره ای میگوید : در حالیکه من در جهان ارواح ، سالیان درازی زندگی کرده ام ، میخواهم به آن کسانی که از مرگ عزیزان خود محزون و متأثر میشوند بگویم ، امکان ندارد مرگ بتواند میان کسانی که با هم محبت و پیوستگی دارند ، جدایی بیاندازد. محبت همه غرور ها و خود پسندی ها را میسوزاند و هرچه بخواهیم بما میدهد. برای عزیزان مردۀ خود ، شیون نکنید ، زیرا گریه های شما آنها را بسیار ناراحت میکند. مرگ محبت را از بین نمیبرد، همانطوری که روح اعظم غیر متناهی میباشد ، محبت هم نهایت ندارد.......

ایمان داشتن به اینکه مرگ عبارت از یک انتقال آسان از این جهان به جهان دیگری که پیشرفته تر از این جهان است میباشد. غمناک شدن و اشک ریختن برای مردگان در نزد ارواح ، کافر شدن به خداوند و رحمت او میباشد.در نتیجه انکار یک حقیقتی است که همه آن را خوب می شناسند. و آن حقیقت این است که ( روز مرگ بهتر از ولادت می باشد ).

بنابر این ، علم جدید روحی ، رسالت روشنی دارد که رسالتهای هیچ کدام از علوم به پایۀ آن نمی رسد.

 

۱ - در اثر ارتباط با ارواح معلوم شده گاهی ارواح برای خود نام مستعار انتخاب میکنند. نام مستعار این روح هم (درخت نقره ای) بوده است . مترجم

!! نوشته شده توسط آرزو | 11:8 بعد از ظهر | 2009/2/23

 

 

نتیجه بر خورد میان معتقدین و معارضین علم جدید روحی

 

پس از تعارضاتی که سالیان دراز ادامه داشت ، عاقبت صدها دانشمند بزرگ و بهترین متفکرین در تحت لوای اعتقاد در اکناف مختلفه جهان ، متوجه اهمیت بحث تجربی روحی شدند. البته آنها از روی میل ورغبت به این علم رو آوردند.چون میخواستند از نزدیکترین راه ،به حقایق کامل در بارۀ روح و مسائل آن دست یابند. این بود که این دانشمندان از همه وسایل جدید علمی که بسیار دقیق هم بودند و از همه روشهای تحلیل منطقی ، استقرا ، استنتاج ، یاری جستند. و بالاخره از همه روش های تحلیلی دکارت و سایر دانشمندان استفاده کردند. به این نتیجه رسیدند که موضوع علم روحی جدید ، جدی تر از آن است که خرافه و یا توهمات حمل کند.

 

علم جدید روحی از این کشمکشها چه سودی برد؟

در این مسئله شک نیست که در بین این کشمکش های پردامنه میان تأیید کنندگان بحثهای روحی و معارضین با آنها ، که از علمای مادی و رجال دینی بودند، علم جدید روحی از هر جهت سود برد.

سود بردن آن علم از طریق روحی چنین بود که در هر زمان از بحثهای خود در باره حوادث ناشی از ارواح ثابت شد که همه اینها اصالت و تحقق دارند. از طرفی در میان انواع مختلف آن ظواهر روحی که بعدآ به تفصیل بیان خواهیم کرد ، تمیز و تشخیص بوجود آمد. و نتایج هر کدام از آنها بطور منظم روشن شد. و باعث گردید که برای ربط دادن میان این نتایج حاصله و موضوعات علوم دیگر سعی و کوشش زیادی بعمل آید. بخصوص در بارۀ ارتباطات آن نتایج ظواهر روحی ، با علم فزیک هم مربوط به مادۀ سفت ، نیرو ، امواج ، فضا و اثیر بود ، کشفیات زیادی انجام شود. بعد از آنها هم ارتباط آن ظواهر را با علم روانشناسی که مربوط به فعل و اراده است ، و همبستگی میان عقل و مخ را بسنجد و به لزوم بیان علت بعضی از ظواهر و آثار روحی و نفسانی بطور صحیح توجه شود. مانند عمل تله پاتی انتقال افکار بغیر و سیکومتری ( اندازه گیری اثر روحی ) و خواب مغناطیسی . و پس از اینها هم به موطوعات بیو لوژی زیست شناسی و چگونگی نشو و نمو ((حیات)) و تطور آن میباشد ، توجه شود. از طرفی هم پیروان مدارس مادی از ظواهر روحی ، معلومات زیادی بدست آوردند که کسب آنها موجب شد مکاتیب فیزیک و زیست شناسی بسیاری از مسایل گذشته خود تجدید نظر کنند ، این بود که تعدادی از علمای مادی  ، پس از انجام بحثهای زیاد ، به صراحت اعتراف کردند که بیشتر فرضیه های علوم مادی عاجز هستند از اینکه به منطق مربوط علم روحی جدید ، پاسخ دهند و دیگران را قانع سازند.

 

!! نوشته شده توسط آرزو | 1:44 قبل از ظهر | 2009/2/21

RSS